قهرمان ميرزا عين السلطنه
1373
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
از همه در آن چند ماه اقوام و عشاير خود و شاهزادگان را اذيت كرد و بىاعتنائى نمود . موقوفات مدرسهء مروى باز ميان آقايان در باب مدرسهء مروى گفتگو است . در وقتى كه همين صدراعظم عزل شد علما اتفاق كرده مدرسهء مروى را از امام جمعه منتزع كردند و قرار شد پنج نفر از علما كه ميرزا حسن و آقا سيد على اكبر و شيخ فضل الله و آقا سيد محمد و آقا سيد عبد الله باشد در عمل موقوفات آنجا دخالت كنند و مجتهدين شهر طهران الان هم همين پنج نفر مىباشند كه تسلط و نفاذى دارند . كمكم حاجى ميرزا حسن شخصا متكفل شد . اين چند روز طلاب مدرسهء مزبور جمع شده به شكايت برخاستهاند . ديروز كه در مسجد شيخ عبد الحسين ختم يكى از علماى تبريز را گذاشته بودند جمعى از طلاب به اشارهء امام جمعه وارد مسجد شده در وقتى كه آقا سيد على اكبر حضور داشته عمامههاى خود را به زمين زده و اشريعتاگويان آنچه از دهنشان بيرون آمده نسبت به ميرزا و ميرزا مصطفى گفتهاند . . . به هزار زحمت عمامههاى آنها را به سرشان گذاشتهاند . مجددا به زمين زدهاند و عمامهها به چند قليان خورده آتش و آب به ميان مسجد ريخته يك هنگامهاى شده . آقا سيد على اكبر حضرات را ساكت كرده و به خانهء خودش آنها را روانه نمود . گفتند ميرزا تمكين نكرده آقا هم نوشته داد كه اين طلاب مأذون هستند به مكانهاى خود رفته مجددا ساكن شوند تا قرار لازمى داده شود . حالا امام جمعه در تلاش است . با آقا هم ساخته . صدراعظم هم بواسطهء آن عريضهجاتى كه ميرزا بعد از عزل او به شاه نوشته دلپرى دارد . دور نيست دو مرتبه مدرسه را به امام بدهند . آقا سيد على اكبر خيلى ترقى كرده و ميرزا فقط از او واهمه دارد . مثل ميرزا ، خود و كسانش هم متهم نمىباشند . به زهد و تقوى بيشتر شهرت دارد . حاجى ميرزا حسن خودش را به ميرزاى فقط در شهر موسوم نموده كه مرادف با حاجى ميرزا حسن شيرازى اعلى الله مقامه شده باشد ، از آن جهت هميشه آقا سيد على اكبر ميرزا محمد حسن مىگويد . نان كمشده ، گوشت هيچ پيدا نمىشود مگر معدودى بز و ميش كه اسباب اسهال و ناخوشى زياد در اين ماه مبارك رمضان خواهد شد . به مردم بواسطهء نبودن گوشت خيلى سخت مىگذرد .